سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا



مطالعات اجتماعی

   

 

عوامل موثر برای افزایش شادی و انرژی

*تنفس

*غذای تازه و سبک

 (بیشتر از سبزیجات استفاده شود.)

*خوردن آب زیاد

(آب گرمتر و مناسب محیط باشد. اگر عصبانی شدید یک لیوان آب بخورید. حتی در صورت امکان یک بطری آب در محیط کار همراه خود داشته باشید.)

* خواب راحت و خوب و استراحت بموقع و مناسب

(روشن کردن تلویزیون باعث کم خوابی و خستگی می شود.)

* ذهن مثبت اندیش به ما کمک می کند سطح انرژی بالا رود. به چیزهای خوب فکر کنیم و سعی کنیم نسبت به همه چیز خوش بین باشیم. تلقین خیلی مهم است. تمام مشکلات بوسیله ذهن و افکار منفی ایجاد می شود.

(منفی مانند اینکه هر روز به همسر خود بگوییم:"چرا مرا دوست نداری؟"و مثبت مانند اینکه بگوییم:"تو چرا اینقدر مرا دوست داری؟")

* نتیجه حاصل از آن شادی، عشق به زندگی، حسادت نورزیدن، بدون دلیل عصبانی نشدن، باعث افزایش تمرکز در بچه ها، خلاقیت، آرامش،سلامتی روحی که سلامت جسم در گرو سلامت روح می باشد.

* دیگران را آن طور که هستند بپذیریم.

* به جای مبارزه با مشکل آن را بپذیریم و در پی راه حلی جهت رفع آن مشکل باشیم.

* ذهن خود را از بدیها پاک کنیم.

* انسان می بایستی زندگی کند پس چه بهتر اینکه زندگی سرشار از عشق و محبت باشد. با پذیرش هر راه حل کوچکی می توان راه حلی برای مشکلات بزرگتر بدست آورد که نتیجه ای جز موفقیت دربر نخواهد داشت.



نویسنده » چراغی علی اکبری » ساعت 4:44 عصر روز پنج شنبه 90 دی 15

از حدود دو سالگی کودک شما از نظر رشدی آماده ی فهمیدن ارتباط یک به یک، بین اعداد و اشیا است. و برای مثال، می داند که دو بیشتر از یک است. برای کمک کردن به کودک خود در  فهم درست از مفاهیم اولیه ریاضی می توانید از این راه ها استفاده کنید :

1- با هم بشمارید

شمردن انگشتان دست و پا از یک تا ده  . به ویژه هنگامی مفرح است که با شعرهای کودکانه همراه شود. مثل: یک و دو و سه، زنگ مدرسه...

2- اشیا را طبقه بندی کنید

به کودکان خود کمک کنید که چیزها را دردسته بندی های مشابه قرار دهند . این کار به آن ها در درکشان از گروه و دسته بندی کمک کند. برای مثال، کودک خود را وادار کنید که ماشین های اسباب بازی اش را از هواپیماهای اسباب بازی اش جدا کند و سپس بشمارد در هر گروه چه تعدادی قرار دارد.

3- چیدن میز را به او  آموزش دهید.

قرار دادن یک بشقاب (ترجیحاً از نوع نشکن) برای یک نفر و دو فنجان برای دو نفر و... کمک می کند تا کودک نوپای شما مهارت های مهم ریاضی را یاد بگیرد.

4- اشکال ریاضی را نام ببرید.

نام بردن اشکال برای فهم کودکتان از ریاضی ضروری است. بازی هایی در داخل و خارج از خانه برای پیدا کردن مربع ها و دایره ها انجام دهید، نشان دهید که چگونه مثلث ها می توانند با هم جور شوند تا یک مربع بسازند.

5- ارتباطات فضایی را آموزش دهید.

بازی هایی را که نیاز دارد کودک شما مفهوم دور و نزدیک یا بالا و پایین را بداند، انجام دهید. اجازه دهید یادگیری مفاهیمی مانند حجم و مقدار را با پر کردن کاسه ها و فنجان ها با آب و شن و انتقال محتویات آن از یک ظرف به ظرف دیگر، تمرین کند.

6- اندازه ها را مقایسه نمایید.

از کودک خود بخواهید تا خرس بزرگ و عروسک کوچک خود را پیدا کند. کامیون های اسباب بازی او را از بزرگ ترین تا کوچک ترین، در یک خط قرار دهید. بازی ای را انجام دهید که در آن کودک شما تا آن جا که می تواند بدن خود را کش و قوس دهد تا بزرگ شود و سپس چنبره زند تا خود را کوچک سازد.

7- الگوها را آموزش دهید.

به کودکتان اجازه دهید که مکعب ها را با رنگ های متناوب یا الگوهای شکلی متفاوت مرتب کند.

8- از کلمات مفاهیم ریاضی استفاده نمایید.

عباراتی که معنای مقدار می دهند مانند خیلی زیاد یا خیلی کم وقتی معنی پیدا می کنند که در مکالمات روزمره استفاده شوند

منبع: parents – با تلخیص وساده نویسی



نویسنده » چراغی علی اکبری » ساعت 3:34 عصر روز پنج شنبه 90 دی 8

کودکان به هیچ وجه در برابر عواطف شدید و حوادث تتش‌زا که ممکن است به افسردگی منجر شوند، مصون نیستند.

برخی ار نشانه‌های بروز افسردگی در کودکان اینها هستند:

از دست دادن اشتها، یا کاهش وزن.

 از دست دادن میل به بازی کردن.

از دست دادن اعتماد به نفس یا عزت نفس.

ای‌علاقگی کلی به خود، اعضای خانواده یا فعالیت‌هایی که زمانی مورد علاقه کودک بودند.

عدم تمایل به رفتن به مدرسه.

 تغییرات قابل‌توجه در عادات خواب و خوراک.

بروز مکرر یا طولانی مدت علائم جسمی مانند دل‌درد یا سردرد.

 حملات مکرر خشم یا پرخاشگری.

 منبع : HealthDay New



نویسنده » چراغی علی اکبری » ساعت 6:38 عصر روز دوشنبه 90 دی 5

همه انسانها، از کودکان گرفته تا سالخوردگان، در برخی از مـراحـل زندگی خود احسـاساتی مـثل تـرس و اضـطـراب را تجربه میـکنــند. احساس اضطراب در موقعیتی ناخوشایند، احسـاس جـالـبـی نـخـواهـد بـود. هرچند برای کودکان، این احسـاسـات نـه تـنـها نرمال و طبیعی است، بلکه لازم هم هسـت. تـجـربـه کـردن چنـیـن احسـاسی در کودکان باعث میـشود بـتـوانند در آینده با تجربیات و موقعیت های آشفته و نابسامان زندگی راحت تر کنار بیایند. ترس و اضطراب طبیعی است 

اضـطـراب به صورت "هراس و تشویش بدون هیچگونه دلیل آشـکار" تعریف می شود. معمولاً زمانی اتفاق می افتد که هیچ گـونه تـهدیـد فـوری بـرای امنـیـت یا سلامت فرد وجود ندارد، اما این تهدید برای فرد احساسی واقعی است و باعث می شود فرد مضطرب قصد فرار از آن موقعیت را نماید. قلب او به شدت می تپد، بدن او عرق می کند و کلیه سیستم بدنش دچار اختلال می شود. اما، کمی اضطراب باعث می شود افراد هوشیار و مراقب باشند. 

داشتن ترس و اضطراب در مورد چیزی برای کودکان نیز لازم است چون باعث می شود به طریقی مطمئن و بی خطر رفتار کنند. مثلاً کودکی که ترس از آتش دارد، از بازی کردن با آن خودداری می کند.

طبیعت این اضطرابها و ترسها با بزرگ شدن بچه ها تغییر می کند:

به خاطر اضطراب از برخورد با غریبه ها، کودکان با دیدن افرادی که نمیشناسند، نزد والدین خود می مانند.

کودکان تازه راه افتاده بین 10 تا 18 ماهه اضطراب ناشی از جدایی را تجربه میکنند که با ترک یکی از والدین ایجاد می شود.

کودکان 4 تا 6 ساله ترس هایی خیالی دارند که فراتر از واقعیت است، مثل ترس از دیو و روح.

کودکان 7 تا 12 ساله نیز ترسهایی را تجربه می کنند که ناشی از اتفاقات واقعی محیط پیرامون آنهاست، مثل زخم و جراحت های فیزیکی یا بلایای طبیعی.

با بزرگ شدن کودکان، یک ترس از میان رفته و ترسی دیگر جایگزین آن می شود. مثلاً کودکی که تا سن 5 سالگی نمی توانست در اتاقی تاریک بخوابد، چند سال بعد ممکن است از خواندن داستانهای مربوط به ارواح لذت ببرد. برخی ترسها نیز به خاطر انگیزه های بخصوصی است، مثلاً کودکی که حتی نمی تواند به سگ همسایه نزدیک شود، ممکن است در خیالات خود دوست داشته باشد که شیر باغ وحش را حیوان خانگی خود کند.

شناخت علائم اضطراب

ترسهای معمول کودکی با بالا رفتن سن تغییر می کند. این ترسها شامل ترس از غریبه ها، ترس از بلندی، تاریکی، ترس از حیوانات و حشرات، ترس از خون یا تنها ماندن در خانه می باشد. کودکان معمولاً پس از گذراندن یک تجربه ی ناخوشایند با یک شیء خاص، ترس از آن را در ذهن خود پرورش می دهند، مثل گاز گرفتگی از سگ یا تصادف.

اضطراب از جدایی نیز معمولاً موقع آغاز مدرسه رفتن کودکان شروع می شود، و ترس نوجوانان نیز معمولاً درمورد پذیرش اجتماع قرار گرفتن یا موفقیت های درسی است.

اگر این احساسات بیمناک و اضطراب آور پایدار باشند، ممکن است باعث صدمه زدن به سلامتی کودک شود. اضطراب های ناشی از اجتناب ها و کناره گیری های اجتماعی، تاثیرات طولانی مدتی در بر خواهد داشت. مثلاً کودکی که می ترسد از سوی اطرافیات طرد شود، ممکن است در آینده نیز نتواند مهارت های اجتماعی و ارتباطی را یاد بگیرد و اجتماع گریز شود. بسیاری از نوجوانان به خاطر ترس هایی که ریشه در تجربیات کودکی بوده دچار رنج و عذاب هستند. ترس یک نوجوان از صحبت در جمع ممکن است به خاطر خجالتی بوده که از کودکی گریبانگیرش بوده است.

بعضی از علائم اضطراب کودکان را در اینجا برای شما عنوان می کنم:

گیجی، آشفتگی و حواس پرتی

حرکت های عصبی

مشکلات خواب (بی خوابی یا کم خوابی و بیدار ماندن بیش از حد)

عرق کردن دست ها

بالا رفتن ضربان قلب و تنفس

حالت تهوع

سردرد

دل درد

علاوه بر این علائم، والدین خیلی خوب خواهند فهمید که چه موقع فرزندشان درمورد چیزی احساس ناراحتی می کند. خوب است که در این مواقع با آنها صحبت کنند و حرف دل آنها را بشنوند. گاهی اوقات صحبت کردن درمورد یک ترس به مقابله با آن کمک می کند.

 فوبی(Phobia  ) چیست؟

 

وقتی ترسها و اضطرابها پایدار باشند و در فرد باقی بمانند، مشکلات زیادی ایجاد میشود. هرچه والدین تصور کنند که با بزرگ شدن، کودک این ترسها را فراموش می کند، اما ممکن است این ترسها بزرگتر و جدی تر شده و غیر قابل کنترل گردند. این ترسها دیگر به فوبی تبدیل می شوند که اصطلاح رایج برای ترس بسیار زیاد، جدی و ماندگار است.

 

تحمل فوبی هم برای خود کودک و هم برای اطرافیان او بسیار دشوار است، به خصوص اگر انگیزه ی این ترس غیر قابل اجتناب و کنترل باشد (مثل ترس از رعد و برق).

 

فوبی یکی از شایع ترین دلایل مراجعه ی کودکان به متخصصان ذهنی است. اما خوشبختانه با اینکه این ترسهای کودک او را از عملکردهای روزانه ی او بازمی دارد، اما گاهی حتی بدون مراجعه به پزشک متخصص، با گذر زمان خود به خود از بین می روند.

 

دقت به ترسها، اضطربها و تشویش های کودک

 

سعی کنید با صداقت هر چه تمام تر به سوالات زیر پاسخ دهید:

 

آیا ترس کودک شما و نحوه ی برخورد او با آن برای سن او طبیعی است؟

 

اگر پاسخ به این سوال مثبت است، مطمئن باشید که با گذر اندگی زمان این مشکل حل خواهد شد و مسئله ی مهمی نیست. البته این به آن معنا نیست که باید این ترس و اضطراب را به کلی نادیده بگیرید، اما باید آن را عاملی برای رشد طبیعی کودک بشمارید.

 

اما برخی کودکان ترسهایی را تجربه میکنند که با سن آنها متناسب نیست، مثل ترس از تاریکی. اکثر کودکان با کمی دلگرمی از طرف والدین یا چراغ خواب قادر به مقابله با این ترس هستند. اما اگر بطور مداوم این ترس با آنها بماند، یا در مورد سایر مسائل اضطراب داشته باشند، والدین باید بیشتر مراقب باشند.

 

علائم این ترس چیست، و چطور بر عملکرد فردی، اجتماعی و تحصیلی او تاثیر می گذارد؟

 

اگر این علائم مشخص باشند و بتوان آنها را در فعالیت های روزانه کودک شما آشکارا مشاهده کرد، می توان برای کاهش برخی فاکتورهای اضطراب انگیز کارهایی انجام داد.

 

 

آیا آن ترس با توجه به واقعیت محیط، طبیعی است؛ یا ممکن است این ترس علامت مشکلی جدی تر و بزرگتر باشد؟

 

اگر ترس کودک نسبت به منشاء استرس زای آن بیش از اندازه باشد، نشانه ی دقت و توجه بیشتر است و باید به مشاور یا روانشناس مراجعه شود.

 

مسئله این است که والدین نباید یک مشکل را بیش از حد بزرگ یا کوچک در نظر گیرند. باید با دقت به علائم و نشانه های ترس و اضطراب کودکشان توجه کنند، و درصورت تداوم یافتن آن در مسئله دخالت کنند. اگر اینکار را نکنند این ترس ممکن است به شدت بر زندگی فرزندشان تاثیر بگذارد.

 

راه های کمک کردن به کودکان

 

والدین می توانند به فرزندانشان کمک کنند تا با تقویت حس اعتماد به نفس و کسب مهارتهای لازم با ترس های خود مقابله کنند. در این قسمت می خواهیم شما را با راه های کمک به فرزندانتان برای مقابله با ترسها و اضطرابهای خود آشنا کنیم: 

تشخیص دهید که این ترس واقعی است. هرچند که به نظر شما مسئله ای بسیار کوچک و پیش پا افتاده باشد، برای فرزندتان حقیقت دارد و باعث اضطراب و ترس او می شود. صحبت کردن درمورد آن ترس بسیار کمک کننده است، کلمات گاهی قادرند احساسات منفی را از چیزی بیرون بکشند. اگر درمورد ترسها صحبت کنید، قدرت آنها کمتر خواهد شد.

هیچوقت با کوچک و ناچیز کردن آن مورد، سعی نکنید کودکتان را وادار به مقابله با آن کنید. گفتن "مسخره بازی در نیار! هیچ دیوی تو کمد تو قایم نشده!" ممکن است باعث شود فرزندتان بتواند بخوابد، اما ترس را از بین نخواهد برد.

اسباب ترس را برای فرزندانتان فراهم نکنید. اگر میدانید فرزندتان از سگها خوشش نمی آید، طوری از خیابان رد نشوید که با آن سگ روبه رو نشوید. اینکار فقط باعث می شود که فرزندتان یقین کند که سگها موجوداتی ترسناک و وحشت آور هستند. در اینگونه مواقع فقط باید با مراقبت و توجه با کودکتان رفتار کنید تا بتواند با آن موقعیت ترس آور روبه رو شود.

به فرزندتان یاد بدهید که چطور میزان یک ترس را اندازه گیری کند. اگر کودک بتواند شدت یک ترس را با میزان 1 تا 10 بسنجد، ممکن است بتواند به ترس با شدت کمتری نسبت به قبل نگاه کند.

تکنیک های کنار آمدن و برخورد با ترسها را به کودکانتان بیاموزید. می توانید این تکنیک ها را امتحان کنید: خودتان را "صاحب خانه" به کودک معرفی کنید، و این باعث خواهد شد که کودک نسبت به شیء ترسناک جرات و جسارت بیشتری پیدا کند و برای فرار از آن به شما پناه بیاورد. به فرزندانتان یاد بدهید که در چنین مواقعی به خود بگویند، "من می توانم.." یا "هیچی نیست، می تونم با اون کنار بیام...". تکنیک های تمدد اعصاب نیز کمک کننده هستند، مثل تجسم فکری (تصور غوطه خوردن روی ابرها یا دراز کشیدن لب ساحل دریا) و تنفس عمیق.

 

راه برطرف کردن ترسها و اضطرابها، مقابله با آنهاست. با استفاده از پیشنهاداتی که در این مقاله ارائه شد، می توانید به فرزندتان کمک کنید تا بهتر با موقعیت های زندگی کنار بیایند .

 

سایت مردمان

 



نویسنده » چراغی علی اکبری » ساعت 6:26 عصر روز دوشنبه 90 دی 5

 

معرفی پول به کودکان

 

پول تمام انسان ها را – چه کودک و چه بزرگسال- در موقعیتی قرار می دهد که نیاز به تصمیم گیری و انتخاب پیدا می کنند. آموزش، تشویق، و توانا ساختن کودکان در نحوه خرج کردن پول، آنها را قادر می سازد تا بهتر بتوانند درآمدهای خود را در آینده پس انداز کنند و قسمت اعظمی از دارایی های خود را در آن زمان ذخیره سازند. اگر کودکان به طور مکرر در تصمیم های روزانه ی خود خرج کردن پول هایشان را انتخاب کنند، این امر در آینده ی مالی و اقتصادی آنها نیز تاثیر منفی می گذارد. در این قسمت قصد داریم تا شما را با 15 شیوه ی ساده اما کارامد آشنا کنیم که به واسطه ی آن بتوانید مدیریت مالی را به فرزندان خود آموزش دهید.

 

1- به محض اینکه کودکان شمارش را یاد گرفتند، پول را به آنها معرفی کنید. نقش فعالی در فراهم کردن اطلاعات برای آنها داشته باشید. مشاهده و تکرار، دونمونه از راههای مهمی هستند که کودکان به واسطه ی آنها می توانند چیزهای زیادی یاد بگیرند.

 

2- با کودکان در مورد ارزش هایی که شخصاً برای پول قائل می شوید، صحبت کنید. به بچه ها بگویید که چگونه می توانند پول هایشان را پس انداز کنند و از این مهمتر به آنها آموزش دهید که چگونه می توانند پول هایشان را هوشمندانه خرج کنند.

 

3- به فرزندانتان کمک کنید تا اختلاف میان نیاز، خواسته، و آرزو را به خوبی درک کنند. این امر به آنها کمک می کند که در آینده تصمیم های عاقلانه تری در مورد نحوه ی خرج کردن پول هایشان بگیرند.

 

4- هدف مندی اهمیت بالایی در یادگیری ارزش پول و پس انداز کردن دارد. انسان ها چه در دوره های ابتدایی زندگی و چه در میانسالی تا هدفی را برای خود تعیین نکنند، نمی توانند به آن دست پیدا کنند. در این قسمت می توانید هر وسیله ی بازی و یا آیتم های دیگری را که کودک از شما تقاضای خرید آن را می کند به صورت هدف آنها قرار دهید. چنین هدف سازی هایی به کودکان کمک می کند که یاد بگیرند که در قبال خواست هایشان مسئولیت پذیر باشند.

 

5- ارزش پس انداز کردن را در مقابل خرج کردن، به کودکان آموزش دهید. به کودکان یاد بدهید که اگر پول هایشان را پس انداز کنند، می توانند سودی که برایشان در بر دارد را به مبلغ اولیه ی پول خود اضافه کنند. اگر کودکان پولی را در خانه پس انداز کرده اند، سعی کنید خودتان بر روی آن مقدار پول به آنها سود بدهید. به آنها یاد بدهید که میزان سودهای خود را شمارش کرده و ببینند که چقدر سریع میزان سپرده های آنها افزایش پیدا می کند. دیری نخواهد گذشت که خودشان متوجه می شوند که سریع ترین راه برای رسیدن به اعتبار بالا، پس انداز کردن مکرر پول هاست. گاهی اوقات والدین هم با کودکان همراه شده و در پس انداز کردن پول ها با یکدیگر مسابقه میدهند.

 

درآمد و تصمیم گیری در مورد نحوه ی خرج کردن

 

6- زمانی که به فزرندان خود پول تو جیبی می دهید، قدری اضافه تر بدهید تا تشویق به پس انداز کردن شوند. به عنوان مثال اگر میزان پول تو جیبی هفتگی آنها 5 هزار تومان است، به آنها 6 هزار تومان بدهید تا حداقل بتوانند 1هزار تومان آنرا پس انداز کنند. اگر هر هفته هزار تومان پس انداز کنند و شما هم به آنها سود 5 درصدی بدهید، پس از یکسال مبلغ قابل توجهی را پس انداز خواهند کرد.

 

7- کودکان را به بانک ببرید و برایشان حساب باز کنید. باز کردن زود هنگام حساب پس انداز یکی از راههای است که می تواند آینده ی مالی کودکان را تضمین کند. به خاطر داشته باشید که اگر زمانی که ازشما تقاضا کردند که برای خرید مبلغی از حسابشان بردارند، نباید با آنها مخالفت کنید. این کار ممکن است آنها را به طور کلی از پس انداز کردن دلسرد کند. شما همچنین می توانید بچه ها را با بازار اوراق بهادار آشنا کنید. اوراق بهادار دارای ارزش هستند، سود دهی بالایی دارند، و به صورت پول نقد نیستند که هر زمان که اراده کنند بتوانند آنرا خرج کنند. برخی از انواع اوراق بهادار نیز هستند که برای دانشجویان معاف از مالیات می باشند. می توانید اوراق بهادار را به صورت هدیه به کودکان خود بدهید. با این کار فرزند شما به سرعت آن را نمی فروشد و برای هدف سازی های بیشتر نیز تشویق خواهد شد.

 

8- حفظ پیشینه ی خوب در پس انداز و سرمایه گذاری از دیگر نکات مهمی است که جوانان باید یاد بگیرند. برای آسان تر کردن کار می توانید از 12 پاکت نامه استفاده کنید؛ برای هر ماه یکی؛ و یک عدد پاکت بزرگتر که بتوانید کلیه ی پاکت ها را در آن جای دهید. این سیستم را در مورد تمام فرزندان خود اجرا کنید. کودکان را تشویق کنید که رسید کلیه ی اجناسی را که می خرند در پاکت قرار داده تا به درستی متوجه شوند که با پول هایشان چه کاری می کنند.

 

9- با کودکان به خرید بروید و به آنها نحوه صحیح خرید کردن و ارزش پول را آموزش دهید. رفتن به سوپر مارکت معمولاً اولین تجربه کودکان در یادگیری خرج کردن پول است. معمولاً 3/1 درامد خانواده صرف خرید از سوپر مارکت و تهیه ی مایحتاج روزانه زندگی می شود. خرج کردن صحیح پول در سوپرمارکت (استفاده از کوپن، خرید از حراجی ها و بررسی اختلاف قیمت) می تواند به صورت سالیانه چیزی در حدود یک میلیون و هشتصد هزار تومان برای شما ذخیره مالی در بر داشته باشد. برای اینکه به جوانان خود کمک کنید که این درس را آموش ببینند، باید به آنها یاد بدهید که چگونه می توانند برای مصرف غذاهای به صرفه تر برنامه ریزی کنند، از دور ریختن غذاها جلوگیری کرده و نحوه ی صحیح استفاده مجدد از باقیمانده غذاها را نیز به آنها آموزش دهید. زمانیکه که بچه ها را به مغاره های مختلف دیگر می برید، می توانید مقوله ی پیش خرید و پس انداز کردن بیشتر را نیز برای آنها بازگو کنید. با آنها پیرامون مطالبی نظیر قیمت، کیفیت، تعمیرات،خدمات پس از فروش و سایر مواردی که برای مشتری از اهمیت بالایی برخوردار است صحبت کنید. خرج کردن پول زمانی که به درستی برنامه ریزی شده باشد، لذت بخش خواهد بود؛ اما اگر خرج کردن های ما از روی برنامه ریزی نباشد، 20 تا 30 درصداز پولمان حرام خواهد شد.

 

10- به جوانان اجازه دهید تا برای خرج کردن پول هایشان خودشان تصمیم بگیرند. چه تصمیم گیری های آنها مناسب باشد، چه در تصمیم های خود موفق نباشند، به هر حال از تصمیم گیری های خود لذت خواهند برد. در چنین حالتی پیش از اینکه تصمیم های بیشتری پیرامون خوابیدن صورت پذیرد، باید در مورد باید ها و نباید های پول خرج کردن با آنها بیشتر صحبت کرده و توضیحات بیشتری را در اختیارشان قرار دهید. از آنها بخواهید که در زمان پول خرج کردن از حس ششم خود استفاده کنند. همچنین باید پیش از خرید کردن تحقیق کرده و منتظر زمان مناسب برای خرید کردن شوند و در زمان خرید به طور کامل از اختیار خود در انتخاب بهره بگیرند. به این منظور می بایست سه آیتم دیگری را که با همان پول می توانند خریداری کنند، در نظر گرفته و سپس تصمیم بگیرند که خرید کدام یک از آیتم ها ضروری تر است.

 

خرید صحیح

11- به کودکان خود نحوه ی صحیح ارزیابی تبلیغاتی که از تلویزیون و رادیو پخش می شود را آموزش دهید. آیا محصول دقیقاً همان امکاناتی را که در تبلیغ پخش می شود، ارائه می دهد؟ آیا قیمت ارائه شده، قیمت حقیقی کالاست؟ آیا محصولات مشابهی وجود دارند که بتوانند همان کار را با قیمت مناسب تری انجام دهند؟ به آنها یاداوری کنید که اگر کالایی به نظر خیلی به صرفه و کارامد می رسید، در خرید ان تعلل نورزند.

 

12- کودکان را با خطرات پول بهره ای آشنا کنید. اگر هنگامیکه از شما پول قرض می گیرند از آنها سود دریافت کنید، آنوقت متوجه می شوند که قرض گرفتن پول دیگری تا چه اندازه برایشان گران تمام می شود. به عنوان مثال پرداخت قسطی یک تلویزیون 499 هزارتومانی، در 12 ماه آن هم ماهی 31.850 با سود 18.8 درصد به آن معناست که خریدار برای آن 575 هزار تومان هزینه متقبل شده است.

 

13- زمانی که در رستوران ها از کارت اعتباری استفاده می کنید، به کودکان خودنحوه کار کردن با آن را آموزش دهید. به کودکان خود آموزش دهید که چگونه باید انعام ها را حساب کنند و آنها را از طرق مختلف سوء استفاده هایی که ممکن است از کارت اعتباری پدید آید، آگاه کنید.

 

14- در فراهم آوردن کارت اعبتاری برای جوانان، حتی زمانیکه وارد دانشگاه می شوند نیز محتاط باشید. کارت های اعتباری یک پیام بیشتردر بر ندارند: "خرج کن!" بیشتر نوجوانان و جوانان ترجیح می دهند پول های حساب خود را صرف مخارج روزانه کنند، به جای اینکه آن را برای مواقع ضروری نگه دارند. به همین دلیل بسیاری از این دانش آموزان مجبور می شوند کلاس های خود را نروند و به جای آن مشغول شغل های پاره وقت شوند تا اقساط کارت اعتباری شان را پرداخت نمایند.

 

15- برای بحث های خانوادگی در مورد مسائل مالی برنامه ای مدون تنظیم کنید. این امر برای بچه های کوچکتر هم مفید خواهد بود. در این جلسات خانوادگی می توانید در مورد موضوعاتی نظیر تفاوت های موجود میان پول نقد، چک، و کارت های اعتباری؛ پرورش عادات صحیح در خرج کردن پول، نحوه ی اجتناب ار مصرف بی مورد از کارت های خودپرداز؛ و فواید پس انداز کردن و رشد سرمایه گذاری با کودکان خود به بحث و گفتگو بنشینید. با نوجوانان و جوانان خود نیز می توانید درمورد این مطلب که اوضاع و احوال اقتصاد محلی و جهانی در چه شرایطی است، صحبت کنید. به آنها یاد بدهید که چگونه می توانند در مصارف خانگی صرفه جویی کرده و در مقابل خرج کردن چه گزینه های دیگری پیش روی آنها قرار خواهد داشت.

 

کلیه ی این اطلاعات در طول مرحله ای که کودکانتان درگیر مسئولیت های بیشتری می شوند، برای بهبود اقتصادی فردی آنها از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود.

 

سایت مردمان

 



نویسنده » چراغی علی اکبری » ساعت 6:42 عصر روز یکشنبه 90 دی 4

 

- باید همواره و به خصوص در زمان رفتار تنبیهی، به او بفهمانید و در عمل نشان دهید که مانند همیشه دوستش دارید. ولی آن «رفتار» به‌خصوص او را دوست نداشته‌اید؛ پس اگر به دلیل رفتار ناپسندش می‌خواهید او را از تماشای تلویزیون محروم کنید، به‌طور حتم مودبانه و به آرامی بگویید:

«خیلی متاسفم که نمی‌توانم بگذارم تلویزیون ببینی»

 2 - در فرصت‌های مناسب و با عطوفت به او بگویید که کدام‌یک از کارها و رفتار او را نمی‌پسندید و کدا‌م‌ها را درست و پسندیده می‌دانید؛ آن‌گاه از خودش بخواهید که بگوید درباره‌ی «تغییر رفتار ناپسندش» چه پیشنهادی دارد و چه‌طور می‌تواند این کار را عملی کند.

3- شما الگوی کاملی برای بچه‌ها هستید؛ بنابراین هر لحظه و هر زمان مواظب کارها، رفتار، گفتار و عقاید خود باشید.

فرزندان در آینده هر چه بشوند، نتیجه‌ای مستقیم از رفتار و کردار گذشته و حال خود شما خواهند بود و در این باره مسوولیت، به‌طور کامل با شماست و نه هیچ‌کس دیگر، حتی خودش.

4 - انتظار‌ها و رفتار خود را متناسب با سن بچه‌ها تنظیم و تثبیت کنید. به عنوان نمونه، از نوجوان خود باید انتظاری متفاوت از دیگر بچه‌های بزرگ‌تر یا کوچک‌تر خود داشته باشید و احترامی متناسب با سن و شان او نشان دهید؛ اگر چه این احترام باید نسبت به بچه‌های کوچکتر هم وجود داشته باشد.

5 - وقتی متوجه شدید که فرزندتان برای جلب توجه شما و دریافت «توجه منفی» کار نامناسب یا حرکت نادرستی می‌کند، در آن لحظه به هیچوجه به او توجه نکنید و بی‌اعتنا بمانید؛ اما مراقب باشید که به محض نشان دادن رفتاری مثبت، صددرصد به او محبت و توجه کنید.

6- بسیاری از پدران و مادران تصور می‌کنند که به دلیل رفتار نامناسب بچه‌هاست که کنترل خود را از دست داده و به اصطلاح از کوره در رفته‌اند؛ این تلقی اشتباهی است؛ چرا که در واقع به این دلیل عصبانی شده‌‌اید که کنترلی بر رفتار خود ندارید و سررشته‌ی عملکردتان در دست خودتان نیست.

 در لحظه‌های عصبانیت، دوستانه و بدون ابراز هر گونه خشم و عصبانیت در رفتار یا چهره، بی‌درنگ محل را ترک کنید، نوشیدنی خنکی بیاشامید، نفس عمیقی بکشید و با خودتان در این باره صحبت کنید که چگونه می‌توانید ناراحتی، خشم و عصبانیت خویش را نشان ندهید.

 این یک اصل کلی و دائمی است که: «اگر کنترل خود را در دست خود نداشته باشید، فرزندتان به سرعت کنترل رفتار شما را به دست خواهد گرفت و از این بازی (عصبانی کردن شما)، لذت خواهد برد.» بنابراین، مرتب سعی خواهد کرد شما را در این چاله بیندازد تا سرانجام در برابر او تسلیم شوید.

7 - تغییر رویه‌ی فرزند شما، هم‌زمان با تغییر رفتارهای شما، اما به شیوه‌هایی که در بالا گفته شد، به تدریج صورت گرفته و به طور قطع، تغییر خواهد کرد؛ اما این روند، یک شبه نیست و احتیاج به صبر، حوصله، گذر زمان و داشتن نقشه و برنامه از سوی شما دارد. جلسه‌های خانوادگی داشته باشید و با همدیگر مدام گفتگو کنید. در کلاس‌های «موثرسازی پدر و مادر» که از سوی مشاوران روان کاو تشکیل می‌شود، حضور یابید و روش‌های جدید تربیتی را بیاموزید.

نویسنده :دکتر شیرین نوروی - روانشناس بالینی

 



نویسنده » چراغی علی اکبری » ساعت 6:42 عصر روز یکشنبه 90 دی 4

وقتی یکی از ما نیست
 مهم‌ترین علت به وجود آمدن خانواده تک سرپرست، طلاق یا مرگ همسر است. طلاق برای حداقل یکی از زوجین انتخابی است، اما در مرگ یکی از همسران هیچ انتخابی وجود ندارد. طلاق، لزوما بچه‌ها را برای ابد از دیدن والدشان محروم نمی‌کند. اما مرگ این امکان را برای همیشه از میان می‌برد. مادر یا پدری که همسر خود را از دست می‌دهد، به یک والد تنها تبدیل شده و معمولا با ورود به این وضعیت، متحمل ضربه‌ای روانی می‌شود. زن یا مرد، همسر خود را از دست می‌دهد و بچه‌ها یکی از والدین خود را و این فقدان برای آنها بسیار ناخوشایند است.
والد تنها باید در یک زمان، هم با غم و فقدان خود کنار بیاید، هم مسوولیت‌های جدیدی را به عهده بگیرد، هم با تغییر نقش و شرایط خود تطابق یابد و هم به مراقبت از فرزندان ادامه دهد و آنها را در سازگاری با تغییرات پیش آمده کمک کند.
والد تنها، علاوه بر همه این کارها باید با تعصبات منفی جامعه نیز مواجه شود؛ چرا که عقیده رایج در جامعه این است که خانواده تک والدی، خانواده‌ای است شکست خورده و والد تنها نمی‌تواند مراقبت‌های کافی را از فرزند یا فرزندان خود به عمل آورد. پس بچه‌ها در این خانواده‌ها حتما مساله‌دار خواهند شد. در حقیقت این تعصب اجتماعی می‌تواند هم غلط باشد و هم درست. غلط است چرا که اگر والد تنها بخواهد این فکر کلیشه‌ای را باور کند، حتما نسبت به توانایی‌های خود شک خواهد کرد و اعتماد به نفس خود را از دست خواهد داد. از سوی دیگر این تعصبات اجتماعی درست است، چرا که وقتی هر دو والد در خانه حضور دارند، می‌توانند به کمک هم از بچه‌ها مراقبت کنند و با هم به جنگ مسوولیت‌های دشوار بروند؛ البته بسیاری از پدران و مادران به تنهایی نیز در کار مراقبت و تربیت بچه‌های خود موفق می‌شوند، اما والد تنها برای موفق شدن لازم است به برخی مهارت‌های اساسی آشنا باشد که در ذیل به مهم‌ترین آنها می‌پردازیم.
سازگاری با تغییرات پیش آمده
همان طور که گفته شد، طلاق یا مرگ همسر، دلایل عمده پدید آمدن خانواده‌های تک سرپرست هستند. در نتیجه این تغییرات، مادر یا پدر در موقعیتی قرار می‌گیرد که باید به تنهایی مسوولیت تربیت و مراقبت از فرزندان را به عهده بگیرد. در این شرایط او (پدر یا مادر)‌ باید نقش مراقبت‌کننده و تربیت‌کننده را ایفا کنند و نقش قبلی او ناگهان به طور قابل توجهی تغییر می‌کند. در اینجا مساله مهم این است که چگونه می‌توان از پس این تغییرات برآمد.
اولین دسته تطابق که معمولا دردناک‌ترین آنها به شمار می‌آید، این است که والد تنها باید از نظر عاطفی، از روابط قدیمی خود که اکنون آنها را از دست داده است، دست بردارد. شکستن مناسبات عاطفی نیز به زمان نیاز دارد. دست برداشتن از گذشته یعنی پذیرفتن و رها کردن، گام دوم نیز کنار آمدن با شرایط جدید است. والد تنها در پاسخ به فقدان باید با کودکان خود همدلی کند و اجازه دهد کودکان با بیان غم و اندوه، خود را از این احساسات تخلیه کنند. همچنین والد تنها باید با قاطعیت اما به نرمی، واقعیت جدید را برای بچه‌ها جا بیندازد و درباره این تغییرات و شیوه رویارویی با آنها با فرزندان خود صحبت کند، اما اگر والد تنها قادر به انجام این مراحل نیست باید از یک مشاور خانواده کمک بگیرد.
مواجهه با ترس و ناامنی فرزندان
مرگ یا طلاق والدین می‌تواند ترس از آینده و ناشناخته‌ها را در کودکان تقویت کند. اگر یکی از والدین بمیرد، کودک ممکن است نگران مرگ والد دیگر شود. طلاق نیز ایجاد ترس می‌کند؛ ترس از طردشدگی. کودک پیش خود فکر می‌کند، اگر پدر و مادرم توانسته‌اند یکدیگر را ترک کنند، پس می‌توانند مرا هم رها کنند. کودک در رویارویی با این ناامنی‌ها ممکن است پسروی کند و نسبت به گذشته، رفتاری وابسته‌تر از خود نشان دهد. او ممکن است به والد تنهای خود که تنها والد در دسترس اوست، کاملا وابسته شود و به عبارتی بچسبد.
والد تنها باید از طریق اطمینان دادن به کودک، با این احساس ناامنی موقتی مقابله کند. او باید آمادگی داشته باشد که وقتی بچه احساس ترس می‌کند، به سوال‌های او پاسخ دهد. او را به خاطر ترس و احساس ناامنی مورد انتقاد قرار نداده و هرگز تنبیه نکند. کاری نکند که کودک به خاطر ترس از او (تنها والد)‌ و یا به دلیل شرم و خجالت، ترس خود را پنهان کند؛ بلکه باید بکوشد تا فرزند با گفتگو درباره ترسش، آن را از بین ببرد.
حفظ ارتباط کلامی بین اعضای خانواده
کیفیت زندگی خانوادگی تا حد زیادی به کیفیت ارتباط کلامی اعضای خانواده بستگی دارد. ارتباط کلامی یعنی تبادل اطلاعات درباره احساسات، افکار و رفتارهای قابل مشاهده. وقتی بچه‌ها صحبت کردن را در خانواده خود می‌آموزند، در جامعه هم می‌توانند اظهارنظر کنند و در روابطشان با دوستان و بعدها در بزرگسالی هم براحتی حرف می‌زنند. آنها این قدرت را به دست می‌آورند که از ارتباط کلامی برای بیان نیازها، خواسته‌ها و حفاظت‌ از محدوده خود استفاده کنند؛ اما اگر در خانواده‌ای حرف زدن خطرناک باشد، برای آن ارزشی قائل نباشند یا الگویی از آن ارائه نکنند، متاسفانه بچه‌ها مهارت دیگری را می‌آموزند؛ بستن دهان. آنها به جای این که بیاموزند تجربیات درونی خود را چگونه بیان کنند، ساکت می‌مانند و در جامعه نیز به حرف دیگران تن می‌دهند. پس والد تنها باید با توجه به این موارد، الگویی از نحوه‌ای که می‌خواهد بچه‌هایش حرف بزنند، به آنها ارائه کند و مواظب باشد که بچه‌ها در کلام خود احترام دیگران را حفظ کرده و حق آنها را رعایت کنند. در ضمن کافی نیست که والد تنها فقط خوب گوش بدهد یا فقط خوب حرف بزند، او باید الگوی رفتاری خوبی برای هر دو مورد باشد.
اجتناب‌ از تنهایی و انزوا
اصولا خستگی و انزوا، دشمنان والد تنها به شمار می‌آیند و اگر هر دو همزمان وجود داشته باشند، مشکل او وخیم‌تر می‌شود. اگر والد تنها بخواهد دوست اصلی بچه‌هایش باقی بماند، ممکن است از تمایل فرزندانش برای دوستی با بچه‌های همسن و سال خودشان بکاهد، اما اگر این والد استقلال اجتماعی داشته باشد، رفتار او برای بچه‌هایش الگو می‌شود و آنها هم تشویق می‌شوند که هرچه زودتر به استقلال اجتماعی برسند.
مرگ یا طلاق والدین می‌تواند ترس از آینده و ناشناخته‌ها را در کودکان تقویت کند. اگر یکی از والدین بمیرد، کودک ممکن است نگران مرگ والد دیگر شودبرای کاستن از خطر خستگی نیز، والد تنها باید توقعات خود را محدود و اطمینان حاصل کند که از خود مراقبت خواهد کرد. همچنین، او برای کاهش انزوای خویش به حمایت اجتماعی نیاز دارد. یکی از اولین وظایف یک والد تنها این است که برای خود حمایت اجتماعی کافی ایجاد کند، چرا که او هرچه بیشتر انزوا را برگزیند، بیشتر خود را در خطر تنش و واکنش‌های افراطی قرار می‌دهد. اگر افراد قابل اطمینانی مثل دوستان، همسایه‌ها و فامیل برای مراقبت از بچه‌ها آمادگی داشته باشند، هم باعث ایجاد امنیت برای بچه‌ها می‌شوند و هم آسایش والدتنها را فراهم می‌کنند و به این ترتیب خانواده تک سرپرست نیز هنگام پیش آمدن مسائل غیرمنتظره، انعطاف بیشتری خواهد داشت. در واقع حمایت، نقش موثری در این خصوص دارد و این امکان را به والد تنها می‌دهد که درک کند تنها نیست و با وجود حمایت، وقتی او در زندگی با مشکل مواجه می‌شود، احتمال کمتری وجود دارد که واکنش‌های افراطی و مضر از خود نشان بدهد.
اعمال نفوذ و به دست گرفتن امور
والدین معمولا از طریق اعمال قدرت، نزد فرزندان خود محبوبیتی کسب نمی‌کنند. والد تنها، در کنار خود والد دیگری ندارد تا از او حمایت کند و بنابراین ممکن است لازم باشد برای اعمال قدرت، شجاعت هم به خرج دهد. چه بسا کار والد خلاف میل فرزند باشد، ولی والد باید به صلاح خود، فرزندان و خانواده‌اش رفتار کند. بچه‌ها ممکن است از این که والدشان قدرت خود را به آنها تحمیل می‌کند، خوششان نیاید و با او به مثابه یک دشمن رفتار کنند نه یک دوست، اما اگر والد بتواند تحکم و حسن‌نیت خود را به طور همزمان بروز دهد، در درازمدت، هم عشق خود را به بچه‌ها نشان می‌دهد، هم برای آنها امنیت فراهم می‌کند و هم احترام آنها را برمی‌انگیزد. والد تنها برای اعمال قدرت لازم نیست مستبد و سرسخت باشد یا در دل فرزندان خود ایجاد وحشت کند و یا به آنها آسیب برساند، اما باید حاضر شود گاهی محبوبیت خود را نزد فرزندانش به خطر بیندازد و علاقه کنونی فرزندان را نسبت به خود قربانی کند تا بتواند احترام آنها را در آینده به دست بیاورد.
متعادل کردن خواسته‌های خود
اصولا والدینی که بتازگی از ازدواجی ناموفق رهایی یافته‌اند، ممکن است پس از مجرد شدن، به عنوان فردی مستقل تصمیم بگیرند تا تمام چیزهایی را که از دست داده‌اند، جبران کنند. آنها در گذشته احساس محرومیت می‌کردند و اکنون می‌خواهند تلافی کنند. در واقع والد تنها ممکن است خود را در این آزادی محق بداند که: «این حق من است کارهایی را انجام بدهم که همیشه آرزوی آنها را داشتم، ولی اجازه انجامشان را نداشتم.» می‌توان گفت در مسیر بعضی از والدهای تنها بویژه آنهایی که تازه طلاق گرفته‌اند، تله‌ای وجود دارد به نام «آزادی.» والد تنها باید در نظر داشته باشد اگرچه تمام این فعالیت‌ها نوعی «تایید خود» است، اما احتمال دارد به قیمت رها کردن پاره‌ای از مسوولیت‌های اساسی خانوادگی تمام شود.
فرزندی که با تغییرات شدید والدش روبه رو می‌شود، نمی‌تواند دلیل آنها را درک کند و در نتیجه احساس نگرانی می‌کند. در اینجاست که کشمکش بین والد و فرزند به وجود می‌آید. پس والد تنها باید به تاثیرات ناشی از تغییرات خود توجه کند. این یک حقیقت است کسی که گرسنگی مفرطی کشیده، چنان از درد گرسنگی رنج برده و آنقدر در آرزوی سیری است که نمی‌تواند براحتی اشتهای خود را کنترل کند. پس والد تنها باید به جای حرکت کردن با حداکثر سرعت، با شتابی سنجیده حرکت کند و در نظر بگیرد که انسان جایز‌الخطاست.



نویسنده » چراغی علی اکبری » ساعت 10:31 عصر روز دوشنبه 90 آذر 28

علاقه بسیار ما ایرانیان به اروپایی بودن و اصطلاحا امروزی بودن یکی از دلایلی است که متاسفانه باعث گردیده است تا گذشته و تاریخ خود را فراموش کرده و زندگی خود را دائم در جهت زندگی و رفتار غربی گونه تغییر دهیم . تغییر روشهای زندگی و نیل به مدرنیته شده نمونه بارز همین زندگی غربی گونه است کافی است به اطراف خود نیم نگاهی بیندازیم تا به راحتی متوجه این تغییرات گردیم . البته در مورد نوع پوشش و ذائقه موسیقی قضیه کمی متفاوت تر می نمایاند میتوان اینگونه برداشت نمود که تغییرات چشمگیر در پوشش و سلیقه های موسیقایی جوانان نشاندهنده نوعی اعتراض و نارضایتی است . در مورد این نوع پوشش به قطع یقین میتوان اذعان نمود که هیچ نقطه ای از دنیا را نمیتوان یافت که طرز آرایش و پوشش ایرانی را داشته باشد ....

برای یافتن علت موضوع  و دلایل گرایش جوانان و نوجوانان به موسیقی های غربی از حدود یک ماه پیش اقدام به انجام یکسری تحقیقات در این مورد نمودم که  نتایج جالب توجهی نیز بدست آمد . این تحقیق از حدود یکصد نفر از جوانان با میانگین سنی 23.9 سال انجام گرفت . محلهایی که در آنها نظر سنجی و تحقیقات انجام گرفت با توجه به تنوع جامعه جوان ایرانی متفاوت بودند . دبیرستان ؛ محیط های چت ، دانشگاهها و اماکن عمومی

موسیقی ها نیز به دسته بندی های مختلفی تقسیم شدند : علاقه مندان به موسیقی پاپ ؛ علاقه مندان به موسیقی اصیل ؛ علاقه مندان به موسیقی های رپ و راک و متال و مانند اینها ؛ علاقه مندان به سایر موسیقی ها که شامل موسیقی های کلاسیک غربی و شرقی و بی کلام و ... میگشت

    

     

همچنین علاقه افراد به موسیقی ها نیز اولویت بندی شده و اولویت های اول و دوم در آمار گیری تاثیر داده شدند .

37 درصد از افراد علاقه مندی خود را  موسیقی پاپ عنوان کرده بودند که از این بین 23 درصد از این سهم متعلق به خانمها و 14 درصد متعلق به آقایان بود . در این نظر سنجی موسیقی پاپ در بین طبقه بندی ها رتبه نخست را بدست آورد .

اما رتبه دوم از آن طبقه موسیقی های غربی همانند رپ و راک و متال و ... گشت که 33 درصد از جمع کل آرا را نصیب خود نموده بودند . در این طبقه بندی پسران از دختران پیشی گرفته و 18 درصد ازکل آرا را در مقابل 15 درصد آرا ء دختران بدست آوردند  .

آنچه تعجب و تاسف بنده بیش از پیش نمود اینکه موسیقی اصیل ایرانی تنها توانست رتبه سوم را با کسب 22 درصد آرا نصیب خود نماید که 15 درصد از این آراء متعلق به پسران و تنها 7 درصد متعلق به خانمها بود .

یعنی از جمع 100 درصد دختران تنها حدود 13.7 درصد از آنها علاقه مند به موسیقی اصیل ایرانی بودند که این خود نیاز به بررسی موشکافانه و دقیق تر و یافتن راهکاری برای افزایش این درصد دارد .

طبقه بندی سایر موسیقی ها هم که شامل موسیقی های کلاسیک غربی و شرقی و موسیقی های بدون کلام میشدند تنها 8 درصد آرا را نصیب خود نمودند که دختران صاحب 6 درصد و پسران تنها صاحب 2 درصد از این آمار بودند .

نکاتی قابل تامل در این آمار و ارقام را میتوان استخراج نمود اول آنکه بالاترین آمار را در بین علاقه مندان به موسیقی ها دختران و در رده بندی موسیقی پاپ با 23 درصد رای از 37 درصد (62 درصد کل آرا) کسب نموده اند که این خود نشان از علاقه این قشر از جوانان به این نوع موسیقی ها دارد . در نقطه مقابل نیز دختران در رده بندی موسیقی اصیل ایرانی  با کسب تنها  7 درصد از کل ( 13.7 درصد رای از کل دختران  ) پائین ترین رای  آمار را به خود اختصاص داده اند .

آراء پسران نیز در نوع خود جالب توجه بود . نزدیک بودن تعداد آراء قضاوت را در مورد این گروه مشکل تر مینماید اما آنچه پیداست در بین علاقه مندان به موسیقی های غربی پسران با 18 درصد از کل در رده موسیقی های غربی و 15 درصد از کل در رده موسیقی اصیل بالاتر از دختران بوده اند . میتوان اینگونه استنباط نمود که پسران درک بالایی از موسیقی ها نسبت به دختران داشته و موسیقی را بهتر گوش میدهند .

اما نکاتی نیز در مصاحبت با افرادی که در نظر سنجی شرکت کرده بودند بدست آمد :

 هیچکدام از افرادی که به موسیقی های غربی علاقه مند بودند هدف خاصی را از گوش کردن به موسیقی دنبال نمی کردند و نتوانستند دلیل علاقه مندی خود را به این نوع موسیقی بیان نمایند .

   مریم 22 ساله میگوید : رپ یعنی بی پرده سخن گفتن ولی در ایران این امکان به دلایلی که یکی از آنان میتواند ترس از دولت باشد وجود ندارد

   مهسا 17 ساله نیز اذعان دارد تنها از بیکاری به موسیقی گوش میدهم و به معنی اش اصلا توجه ندارم . میگوید به موسیقی رپ به این دلیل گوش میدهم که در آن کلماتی عاشقانه بکار میبرند و در بین آنها به کلمات عاشقانه ای که ساسی مانکن !! بکار میبرد بیشتر علاقه دارد .

    هنگامی که از پسر 26  ساله ای که خود را رپ  خوان می نامید دلیل علاقه اش به این نوع

موسیقی را پرسیدم تنها هدفش را از موسیقی را گذراندن وقت بیان نمود و زمانی که سماجت بیشتری در سئوالهایم دید با پرخاش و تند گویی از دادن ادامه پاسخها منصرف گشت .

   زمانی که از دختر 22 ساله ای که دانشجو نیز هست در مورد دلیل علاقه اش به این نوع از موسیقی را جویا میشوم میگوید : اصولا از آهنگهای شاد و جدید لذت میبرم . و خواننده محبوب خود را نیز ساسی مانکن و مایکل جکسون نام میبرد .

     پسر دانشجوی  21 ساله ای نیز دلیل علاقه اش به متال را گرفتن انرژی مثبت میداند .

     پسرجوان 21 ساله دیگری نیز دلیل علاقه اش را به موسیقی های غربی اینگونه بیان میکند :

برای گذراندن وقت بسیار جالب میباشند

اینگونه افراد که به موسیقی ها و ملودی های جدید غربی تمایل و علاقه دارند متاسفانه بسیارند که نمیتوان  دلیل قانع کننده ای  بر علاقه شان بر موسیقی پیدا نمود . البته نمیتوان اینگونه بیان نمود که تمامی علاقه مندان به موسیقی های غربی هدفی از گوش کردن به موسیقی ندارند و نیز نمیتوان تمامی انواع موسیقی های غربی را پوچ و بی محتوا دانست که با کمی تحقیق در بین آنها میتوان آثار فاخر و قابل تاملی را نیز یافت .

زمانی که از علاقه مندان به موسیقی های اصیل ایرانی دلیل علاقه شان را جویا شدم همگی به یک نکته مشترک اشاره نمودند : " رسیدن به آرامش با گوش کردن به موسیقی " .

 

   علیرضا  27 ساله که هم به موسیقی اصیل و هم پاپ علاقه دارد دلیل گوش کردن به موسیقی را زیبایی و آرامش خاص موسیقی اصیل ایرانی و تنوع موسیقی پاپ بیان میکند

   خانم 36 ساله ای نیز که کارمند است نظر خود را اینگونه بیان میکند : برای آرامش یافتن به موسیقی گوش میدهم ؛ زمانی که به موسیقی گوش میکنم احساس خوبی دارم .

موسیقی اصیل ایرانی با محتوا با معنی و ارامش بخش است .

جوان 22 ساله ای با نام حسین که دانشجوی رشته مهندسی مکانیک است نیز به نکات جالبی در مورد موسیقی اشاره میکند :

شاید به دلیل اینکه موسیقی به طور نا خود اگاه در درون من ایجاد آرامش میکند و به نظر من گوش نوازتر و خوشایند تر از سایر سبکهاست . همچنین چون در موسیقی اصیل ایرانی از اشعار وزین و با مسما از شعرای بزرگی چون حافظ و مولانا و سعدی بیشتر استفاده میشود .

نظر این جوان نیز در باره موسیقی های غربی جالب بود :

چنین سبکهایی از موسیقی نیز طرفداران بسیاری دارد ولی وقتی من به این نوع موسیقی هاگوش میدهم آرامش روانی و ذهنی مرا دچار تشویش و آشفتگی و اضطراب میکند و متاسفانه اکثر این موسیقی ها دارای محتوای سکولاریزم میباشند . به عنوان مثال مقام عشق را تا حد شهوت محض تنزل میدهند یا مثلا زیبایی را فقط در زیبایی ظاهر (خوشگلی) میبینند .

    جوان  23 ساله دیگری نیز که علاقه بسیاری به موسیقی اصیل ایرانی و کلاسیک غربی دارد دلیل خود را از گوش کردن به موسیقی آرامش یافتن بیان کرده و میگوید:

موسیقی های اصیل ایرانی و کلاسیک غربی بار معنایی بسیاری دارند و سطحی ساخته نشه اند بلکه آهنگسازان و نوازندگان آنها با هدف خدمت و اهداف والای انسانی آنها را ساخته اند .

 

نکته جالب اینکه بسیاری از افرادی که اهل موسیقی های غربی همانند رپ و جاز و. . .بودند موسیقی اصیل ایرانی را خواب آور نامیدند . البته اینگونه میتوان تحلیل نمود که طرفداران این نوع موسیقی ها خود نیزبه آرامشی که موسیقی ایرانی به آدمی القاء مینماید اعتراف میکنند اما به گونه ای دیگر .

وجود اینهمه آمار و ارقام بدون بررسی دلایل و علل گرایش جوانان به موسیقی های غربی فایده ای نداشته و دردی را مداوا نمیکند . اگر بخواهیم دلایل تنزل علاقه جوانان به موسیقی اصیل ایرانی را نسبت به دهه 50 و60 بررسی نمائیم به راحتی میتوان متوجه این قضیه گشت که متولیان این عرصه و حتی خودمان نیز سهمی در این گریز از فرهنگ ایرانی داشته و به نوعی مقصریم .

 

 



نویسنده » چراغی علی اکبری » ساعت 10:17 عصر روز دوشنبه 90 آذر 28

 آموزش عدد

عدد یک کلمه قرآنی است. از آیه کل شیء احصیناه عدداً برمی‌آید که معنای آن بر پایة معنی احصاء و شمارش بنا می‌شود. اما هم از این آیه و هم از معنای شمارش در ریاضیات عالی برمی‌آید که معنای عدد به معنای بسیار تعمیم یافته‌تر از آن‌چه در این پایه مورد نظر است تعمیم می‌یابد. لذا لازم است مفهوم عدد چنان در برابر دانش‌آموزان مطرح شود که مقدمه را برای آموزش تعمیم‌های آن فراهم نماید. برای مثال عدد به عنوان کاردینالیستی مقدمه مناسبی برای معرفی اعداد حقیقی نیست و عدد به عنوان طول پیشینه مناسبی برای معرفی اعداد مختلط در دانشگاه نیست اما عدد به عنوان جواب معادله پیشنیه مناسبی برای معرفی اعداد مختلط فراهم می‌کند. لذا باید گذر از کاردینالیستی به طول و گذر طول به جواب یک معادله جبری به طور طبیعی اتفاق بیافتد تا ذهن دانش‌آموزان برای تعمیم‌های عدد که در آینده با آن موااجه می‌شود آماده گردد.

1/2. عدد و دانش‌آموزان کلامی

عدد به عنوان کاردینالیستی و عدد به عنوان ناوردا مفهومی متناسب با سبک یادگیری دانش‌آموزان کلامی است. نزد دانش‌آموزانی با این سبک یادگیری اعداد نمادهایی هستند که مفاهیمی پشت صحنه را خلاصه و کدگذاری می‌کنند. ساختار محاسباتی اعداد نیز از همین مفاهیم کاردینالیستی عدد استخراج می‌شود تا بعد به اعداد گویا تعمیم پیدا کند. همچنین است مفاهیم ضرب و تقسیم که از کاردینالیستی مجموعه‌ها استخراج می‌شوند. دانش‌آموزان کلامی با مفهوم عدد به عنوان طول به صورت استدلالی و با کمک مفهوم »بین» ارتباط برقرار می‌کنند وبا مفهوم عدد به عنوان جواب معادله به خوبی ارتباط برقرار می‌کنند. چرا که زبان معادله خود یک زبان نمادین برای معرفی اعداد است که با سبک یادگیری کلامی و نمادین دانش‌آموزان هماهنگ است. در صورتی که عدد به عنوان طول یک مفهوم تصویری است و باید به صورت کلامی به طور غیر مستقیم درک شود. هر چند سبک شناخت دانش‌اموزان طیفی بین سه سبک یادگیری یاده شده است و ممکن است برای یک دانش‌آموز کلامی عدد به عنوان طولی نیز به طور مستقیم درک شود.

2/2. عدد و دانش‌آموزان تصویری

عدد به عنوان طول مفهومی متناسب با سبک یادگیری دانش‌آموزان تصویری است. لذا بر خلاف دانش‌آموزان کلامی، این دانش‌آموزان عدد به عنوان طول را مبنا برای یادگیری سایر مفاهیم عدد قرار می‌دهند. درک محور اعداد در بین دانش‌آموزان تصویری بسیار اهمیت دارد. این دانش‌آموزان مسئله‌ها را با محور بهتر حل می‌کنند تا این‌که مثلاً از اشیاء ملموس استفاده کنند. حرکت از اعداد طبیعی به اعداد گویا و حرکت از اعداد گویا به اعداد حقیقی روی محور به سهولت انجام می‌پذیرد. در صورتی که برای دانش‌آموزان کلامی این حرکت‌ها باید به صورت منطقی و ذهنی صورت بگیرد. مثلاً اعداد حقیقی به عنوان حد دنباله‌ای از اعداد گویا درک می‌شوند تا به عنوان نقطه ای از محور اعداد.درک اعداد منفی برای دانش آموزان تصویری به کمک محور راحتتر است اما برای دانش‌آموزان کلامی باید به صورت منطقی و استدلالی صورت بگیرد. درک اعداد منفی برای دانش‌آموزان دست‌ورز بسیار مشکل‌تر از دو سبک یادگیری است. چرا که ایشان با دست‌ورزی و ساختن مفاهیم ریاضی را یاد نی‌گیرند که برای اعداد منفی ممکن نیست.

3/2. عدد و دانش‌آموزان دست‌ورز

نزد دانش‌آموزان دست‌ورز عدد به عنوان کاردینالیستی و عدد به عنوان طول هر دو مبنای یادگیری مفهوم عدد قرار می‌گیرد به شرط آن‌که آموزش با اشیاء ملموس و همراه با دست‌ورزی صورت گیرد. چینه‌ها این فرصت را پدید می‌آورند که همه دانش‌آموزان دست‌ورز با مفهوم طول و هم با مفهوم کاردینالیستی در کنار هم دست‌ورزی کنند و این فرصتی است که برای دانش‌آموزان کلامی یا دانش‌آموزان تصویری فراهم نیست. از طرف دیگر درک مفهوم عدد به عنوان ناوردا و عدد به عنوان جواب معادله برای دانش‌آموزان دست‌ورز مشکل‌تر است. هر چند همان‌طور که ذکر شد دانش‌آموزان طیفی بین سبک‌های مختلف یادگیری هستند و نمی‌توان فرض کرد دانش‌آموز کاملاً فاقد زیرساخت‌های یک سبک خاص یادگیری می‌باشد. حرکت از ملموس به مجرد برای دانش‌آموزان دست‌ورز با حرکت از تصویر به مجرد برای  دانش‌آموزان تصویری و با حرکت از کلام به مجرد برای دانش‌آموزان کلامی جایگزین می‌شود. بنابراین اصل حرکت از ملموس به مجرد به همة سبک‌های یادگیری اختصاص ندارد.

4/2. عدد و انسان‌شناسی

سؤال این که خاستگاه عدد در ساختار شناختی انسان کجاست. نزد فیلسوفان کلامی عدد یک مفهوم ذهنی است که ساخته ذهن بشر است و پس از ارتباط با ملموس و تجربه این مفهوم تجرید می شود. اما نزد فیلسوفان تصویری عدد یک ساختار ریاضی است که توسط عقل ساختار ساز و ساختارشناس تجربه می‌گردد. بعد به نوبه خود در ذهن و فکر نیز تجلی می‌کند که در لایة تجرید نفس قرار دارد نه در لایة تجرید عقل. نزد فیلسوفان دست‌ورز یا همان مخترعین کاربرد عدد است که اهمیت دارد. لذا عدد همان چیزی است که برای اندازه‌گیری به کار می‌رود و تا جایی که مفهوم اندازه‌گیری تعمیم پیدا کند مفهوم عدد نیز می‌تواند تعمیم پیدا کند. این سؤال افلاطون پاسخ نداده باقی می‌ماند که آیا عدد تجلی حقیقتی بالاتر است که در ساختارشناختی انسان تجلی پیدا کرده است و یا ساخته خود بشر است؟ کانت و سایر فیلسوفان غربی که زیر سایة او قرار دارند عدد را مفهومی پیشینی و ساخته ذهن بشر می‌دانند. اما افلاطون عقیدة حکما را دارد که عدد تجلی حقیقتی برتر است که از پیش توسط خداوند خلق شده و بعد به انسان آموزش داده شده است.

دکتر عالمیان مولف کتاب ریاضی اول دبستان



نویسنده » چراغی علی اکبری » ساعت 11:27 عصر روز جمعه 90 آذر 4

کنگره جغرافیای اول که در سال 1941 در آنکارا برگزار شد، در پایان بررسی های طولانی خود ترکیه را به هفت منطقه جغرافی تقسیم نمود. در بررسی های کنگره نامبرده ویژگی های مختلف جغرافیایی ترکیه در نظر گرفته شد.

بدین صورت که: این کشور از سه جهت با آب دریا محصور است، در طول کناره های بلندش موازی با ساحل رشته کوه ها قرار دارند، قسمت میانی این کوه ها که در عین بلند بودن فراز و نشیب کمتری دارند تحت تاثیر شرایط دریایی نمی باشند، بهمین خاطر این وضعیت بین نوار ساحلی و مناطق میانی ازجنبه آب و هوایی، پوشش گیاهی طبیعی و پراکندگی انواع مزارع تفاوت هایی ایجاد می کند که در نتیجه سیستم های مواصلانی و شکل خانه های این مناطق نیز از آن متأثر می شوند. و کنگره یاد شده با در نظر گرفتن این ویژگی ها ترکیه را به چهار منطقه ساحلی و سه منطقه میانی تقسیم کرده است.

از این هفت منطقه، چهار منطقه اول نام دریای چسبیده به آن منطقه را گرفته اند:

(دریای سیاه- مرمره، اژه و مدیترانه)

سه منطقه باقیمانده نیز بنا بر موقعیت جغرافیایی شان در آناطولی نامگذاری شده اند:

(آناطولی میانی، آناطولی شرقی و آناطولی جنوب شرقی)

مرمره    ،   منطقه دریای سیاه (کارادنیز)    ،   آناطولی میانی   ،   اژه   ،    آناطولی جنوب شرقی   ، آناطولی شرقی



نویسنده » چراغی علی اکبری » ساعت 11:6 عصر روز جمعه 90 آذر 4

   1   2   3   4      >